مبحث مدیریت

مبحث مدیریت

مدیران در این روزگار بر سه دسته اند:

نوع اول آن مدیر طفیلی است که حسب اتفاق شایع ترین نوع مدیریت است.مواد لازم برای خلق این سمت فقط و فقط سفارش است.فاکتورهایی مثل صلاحیت،روان سالم وفیزیک درست در این نوع مدیریت اصلا جایگاهی ندارد.این گونه مدیر بقایش بر باد است و هر آن ممکن است با وزیدن فوتی از جناح مخالف کله پا شود.

نوع ثانی مدیر انگلی می باشد.این نوع از مدیریت به مثابه ی سریشم ،انگل گونه میان دست و پای بالاتران از خودش رشد می کند.وجه تمایز این مدیر پیله بودن و پر رویی است که نقش حیاتی برای بقایش ایفا می کند. مدیر بی زوال:این نوع مدیر بی آزار ،از باب ناچاری و گردش چرخ گردون بر جایی منصوب گشته و از هِر و بِر مسئولیتش کاملا بی اطلاع است.خلایق در بر خورد با این نوع مدیرمعمولا حیران و انگشت به دهان می گردند وبه گفتن جمله ی حیف نون بسنده می کنند.سایقه نشان داده که بعضی از این نوع مدیرها به توسط زیر دستان خویش به زیر آورده شده اند.

مدیر عقده ای :نداشتن اصل و نسب ،تنگناهای معیشتی و روانی عاطفی از ویژگیهای این نوع مدیر است.چنانچه رگه هایی حتی کم فروغ از انسانیت در ژن های این نوع مدیر یافت شود شاید بتوان با او کنار آمد وگرنه وا مصیبتا.از بارزترین خصوصیات این مدیر بدگمانی و منفی بافی نسبت به عالم و آدم است.

پدرسوخته مدیر:این گونه مدیر همان طور که از نامش بر می آید زرنگ برای خودش است نه برای دیگران. معمولا اینها مترصدندکه حفر های خالی را با استفاده از رانت های اطلاعاتی پر نمایند.تاریخ نشان داده که گاها این مدیران در راستای اهداف ناقلانه خویش و صرفا به جهت تظاهر به زیر دستان به صورت مقطعی حال می دهند اما گذشت زمان چهره ی واقعی آنها را بر ملا خواهد ساخت.

مدیر اختاپوسی(همه کلکه):مصیبت بارترین نوع مدیریت است.ظاهری نسبتا موجه و باطنی از بنیان خراب، از ویژگیهای این نوع مدیریت است.این نوع مدیر که مطامع اقتصادی برایش حرف اول را می زند ؛سعی   دارد با بکار گیری انواع بی اخلاقی ها و ترفنده های ناروا احاطه ی کامل بر اطرافیان اعم از بالا دست و فرو دست داشته باشد.به یقین داشتن گه گه هایی فرمانبردار و مطیع از لوازم پیشرفت این نوع مدیرمی باشد. این نوع مدیر سعی دارد با تحمیل حضورپررنگ خود برزیردستان و حتی خانواده هایشان و با شناخت نقطه ضعف ها به باج خواهی از آنان بپردازد و آنان را تحت سیطره ی خویش قرار دهد.به دیگر سخن این نوع مدیریت خلاصه و تکامل یافته ی انواع پیش تراز خود می باشدو بالطبع دوره ی ماندگاری بیشتری نیزدارد.

فساد پنهان و برنامه ریزی شده نتیجه ی این نوع مدیریت است و وقتی که برملا می شود عمق فاجعه ی مدیریتی مشخص خواهد شد.ترس زیر دستان کمک زیادی به تنازع بقای این گونه مدیر می باشد.بی ربط نیست که از آن به عنوان مدیر اختا پوسی یا عنکبوتی یاد می شود چرا که حضورش بسیار فاجعه بار است.

اندکی تفحص در انواع مدیریت معلوم می سازد که بی تعارف مدیر خوب پیدا نمی شود و بسیاری از بدبختی های ملت هم ناشی از همین سو مدیریتهاست. اما اگر با مدیری سر وکار دارید فقط دعایتان این باشد که حداقل طرف از پدر و مادری درست و حسابی برخوردار باشد هر چند که بعید به نظر می رسد!

وجه اشتراک همه ی مدیران برخاستن از خانواده های ضعیف النفس ،مرخص از جهات انسانی ،ظاهری ساده با باطنی عکس آن ،زیر آب زن،تنبل،لاقید و یک جانبه نگر است.ضمنا آنچه در باره ی مدیر و علم مدیریت خوانده اید صرفا سر گرمی بوده و واقعیت چیز دیگریست که آشفته اوضاع  این روزها دلیل بر این مدعاست.  

پی نوشت:چنانچه بر فرض محال ممکن و خدای ناکرده شما مخاطب بزرگوار،مدیر تشریف داشتین یا مراحل بالا را گذرانده اید که به این پست دست یافته اید یا اینکه باز هم هر چند خیلی خیلی بعید و ناممکن می نماید از اصل و نسب کار درست برخوردارید که باید بسیار مواظب عزت نفستان باشید و باید به دنبال قابی برازنده ی شما باشیم که در آن جایتان دهیم!!

پیام آخر:شاید بیشتر یک جوک به نظر برسد اما دیدن یک مدیر استاندارد،خوش تیپ،خلاق،سالم و کار آمد آرزوی خیلی هاست که تاکنون بر آورده نشده است.

 

انگاری همین دیروز بود!


هنگامی که دغدغه های فکری همه جانبه به سویت نشانه می رود و جایگاهی هم برای برون ریز یا ارائه راه حل میسر نیست و از طرفی وظیفه ی عقلانیت نیز حکم می کند که سکوت اختیار نشود کم هزینه ترین راه ممکن پناه بردن به دنیای مجازیست.دنیای بی سر و تهی که وفق دلت می توانی در آن وارد شوی و عقده های فرو خورده ی خویش را بیان داری فارغ از آن که اصولا گوش شنوا یا اراده ای برای اصلاح کاستی ها وجود داشته باشد!

دیدن در جا زدن های طویل المدت ،اشتباهات مکرر،ناپسندیهای روتین شده،وجدان دردها،چشم پوشی های نابخردانه،سومدیریت ها و البته گاو بندیهای مرسوم خود استارتی بود که عزمی جزم شود تا در عین ساده انگاری در این دنیای وانفسا؛خرقه ی همدلی پوشیم ؛شاید که با به اشتراک گذاشتن این ذکر مصایب حداقل گوشه ای از زخم های روح التیام یابد.

آری ابراز همدلی در اینجا به واقع در خواست همدردیی بیش نیست بلکه خاطری ولو کوتاه مدت آسوده گردد. اوضاع و و احوال به قدری خراب و البته خراب تر هم خواهد شد که در باور اینجانبان مگر فقط حکمت خداوندی بر ترمیم راست گردد وگرنه از دست آفریده هایش امورات  به کل خارج گردیده است.

در این قوطی عطار که ملاحظه می فرمائید سعی شده  با هرچیزی که دسترسمان بوده ور برویم. از بلغور کردن عشق تا گفتمان مدیریت،از داستانک گرفته تا ترانه های خاطره انگیز،شعروطنز و حکایت های جورواجور هم که جای خود دارند.گاهی هم مطالب به جد نگارش یافته و مخاطب به خصوصی مد نظر بوده و این اواخر هم که طعم تلخ فراق و هجران قرینمان گشته است.

خلاصه این جا ،جایگاهی است برای قلمی کردن دل نوشته ها،دل دادن ها و دل گرفتن ها البته به صورت مجازش بی خیال از شائبه های سیاسی و پلشت نویسی های معمول. نا گفته نماند که چون قلم زدن در حال حاضر تنها مجال دلخوشی ماست پس سعی داریم در درجه ی اول با رعایت احترام دیگران و سپس خود قیچی زنی؛ اسباب زحمت برای چپ و راست نگردیم و بر استقلال فکری تکیه زنیم هر چند که این ایده حبابی بیش نیست!

این روزها که زمزمه هایی مبنی بر محدود نمودن دست و پای اینترنت سواران به گوش می رسد  ما هم سعی داریم گاماس گاماس راه خویش طی کنیم بی انکه موی دماغ کسان و ناکسان گردیم چرا که اگر این کوچولو سوراخ دعا را هم از ما بگیرند به کل معیوب و مطرود روزگارخواهیم شد و شاید هم دق کنیم!

بیان این اظهارات دلیلی نداشت مگر به رخ کشیدن تاریخ پیدایشمان و یاد آوری ذوق و شوق اولیه ی تولد همدل.اسفند ماه 3 سال پیش بود که تولد یافتیم  و هنوزکه هنوزاست به خواست پروردگار و لطف دوستان پنهان و پیدا سرپاییم وامیدواریم که همدلتان هم بمانیم.((تا خدا چه خواهد!))