وقتی بی
پولی گنجشک روی سیم برق لاشخور بد ترکیبی
به نظر میاد که آرزوی نفله کردنش را می کنی اونم با پرتاب یک سنگ سنگین اما وقتی
پولداری همون گنجشکه یه طاووس میشه برات که عین قناری چهچهه می زنه.وقتی تو عالم
نداری قدم به اداره ی محل کارت می زاری سرایدار ترجیح می ده به درو دیوار نگاه کنه
تا به تو سلام کنه اما دست به جیبت که
عالی باشه همین سرایدار می پره جلو و بهت میگه اگه ماشینت را اونجا نذاری
بهتره،آخه ممکنه 3 ساعت دیگه آفتاب بگیردش و رنگش بپره!وقتی بیست دقیقه تو صف
نانوایی برای دریافت یه دونه نون فتیر و بی کیفیت جوش میزنی که ادارت دیر نشه
نانوای با مرام نونای برشته رو کنار میزاره چرا که حاجی پولداره می خواد صبحانه
هاپولی کنه.وقتی که هشتت گرفتار نهته و پا به درون پارک می زاری تا بلکه اعصابت
آروم بشه از دیدن مجسمه ای که از درخت تراشیده اند یاد حیف و میل پول های نازنین و
بی سلیقگی سازنده اش می افتی ولی درست اون طرف پارک آدم پولدارا فرت فرت کنار همون
مجسمه عکس می گیرند و از زوایای مختلف کالبد شکافیش می کنند.اصلا قرض که داری
قیافه ات بد شکل می شه ،از آینه بدت میاد و برات حرفای مردم پشیزی نمی ارزه اما منعم
که تشریف داری انگاری دنیا همه اش آینه است و تو هم عین یه مانکن از ورانداز کردن
خودت تو انعکاس اونها لذت می بری و حتی از شنیدن پچ پچ هایی که پشت سرت میگه کت و
شلوارش با رنگ ماشینش ست شده چند کیلو چاق میشی!خونه که میایی آرزوش به دلت می
مونه که از نه نه ی بچه هات به غیر نداریم بشنوی اما اون پولداره هنوز تو راه پله
هاست- دخترش ؛نه دخترش نیست زنشه-با طنازی میگه عزیزم!نرسیدم ؛سفارش پپرونی با
لازنیای گوشت دادم؛تا یه دوش بگیری میزو چیدم!نمای داخل خونه ی نداره را متصور
شوید که باباه با لگد و فحش به استقبال نازیدن عبد العلی و ذوالفقاروصله ی تنش
میره اما ثروتمنده رو ببینید که نوه هاش
را صدا میزنه :کتی،تاتی متی بیاین بغل بابایی خودتون رو براش لوس کنین!
خلاصه همه
چیز تو اطراف هست هم برای پولداره هم برای بی پوله اما بد مصب نگاه ها خیلی فرق
میکنه گاهی یک نفراز بوییدن گلی جون می گیره اما همون گل برای دیگری انگاری وصل
اکوست!!تا الان هر چی تو مغزمون تزریق می شد که شخصیت به پول نیست و روح و جایگاه
انسانیت خیلی بالاتر از این حرفاست اما راستش اینه که گول زدن خودت تا کی؟!با تمام
احترامی که برای کتابهای اخلاقی و موازین ایدئالیستی که تاکنون گیجش بودیم باید
عرض شود که واقعیت چیزی دیگری است فقط اینجانبان سر در زیر برف داشته ایم.جان کلام
اینکه پول در حال حاضر حرف اول و آخر را میزنه ،زندگی را عوض می کنه ؛عامل پیشرفت
روز افزونه و باعث سر بلندی در جامعه است ،درست عکس نداری که مصدر بدبختی و فلاکته
و این قانون نانوشته ای است که از ازل تاریخ بوده و تا ابد تاریخ هم خواهد
بود.شاید در مراحلی زیاد و کم بشه اما همیشه پوله که حرف اول را میزنه!بگید یارو
غرق اندیشه های ماتریالیستی و پولکی شده و به وجدان پشت پا میزنه اما حرفم اینه یه
نیم نگاهی به دور و برتون بندازین و لیسانس ها و فوق لیسانس های بیکار را ببینید
،در حالیکه خیلی ها با دیپلم ناقص و صد البته به ضرب پول و پارتی پشت میز نشین شدن
و اون وقته که هر جوریم که دو زاریتون کج باشه ،ردیف میشه!بگین اینا فساده و یا
... اما چه فرقی میکنه واقعیت قابل لمس همینه که هست! حالا اگر هم موافق نیستین
خوب آزادیه، هر کی هر جور دوست داره فکر کنه اصلا برین دنبال همون مقاله ی سرکاری
سنتی که علم بهتره یا ثروت!بالاخره یه جور دلخوشیه دیگه و شایدم شیر مالیدن سر
خودتون و دیگران!به هر حال خدا به داد اونایی برسه که جیبشون از فلوس خالیه و
دستشون هم به جایی بند نیست و خوشا به حال کسانی که در پناه مالشون ظاهر و جایگاه
موجه ی دارند و هر روز هم با پشتوانه ی قوی تصمیم ها و برنامه های شکوفا تری هم
ارائه می دهند.
اراتمند:کارتن
خواب
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 19:17 توسط عليرضا
|